السيد موسى الشبيري الزنجاني
7169
كتاب النكاح ( فارسى )
اينجا محمد بن على حلبى باشد خيلى ضعيف است . 2 - محمد بن مسلم : ولى به نظر مىرسد كه در اينجا هم واسطهاى مانند علاء سقط شده است ؛ چرا كه مرسوم است كه صفوان به طريق علاء از محمد بن مسلم نقل حديث مىكند و بيش از يك روايت ، صفوان بدون واسطه از محمد بن مسلم نقل حديث ندارد و در اين طور موارد احتمال سقط خيلى قوى و شايع است و اصالة الصحة در اين طور موارد نمىآيد و لذا اين احتمال هم كه مقصود از ابى جعفر در اينجا محمد بن مسلم باشد خيلى ضعيف است . 3 - محمد بن حمران نهدى : كه ظاهراً صفوان كتاب او را نقل مىكند و او بدون ترديد ثقه است ، ولى بحث اين است كه آيا مىتوان گفت كه مقصود از ابى جعفر در اينجا محمد بن حمران نهدى ثقه است ؛ چرا كه در مورد محمد بن حمران صاحب كتاب ، فيما بين شيخ و نجاشى اختلاف هست ؛ كه آيا كتاب مال محمد بن حمران نهدى است يا اينكه مال محمد بن حمران بن اعين است كه كنيهاش و اعتبارش شناخته شده نيست و نمىدانيم كه آيا مراد از محمد بن حمران مطلق همان موثق مكنّى به ابى جعفر است ؟ مرحوم آقاى خويى روايتى را كه در فقيه در سندش محمد بن حمران النهدى و جميل بن دراج با هم ذكر شده است ، به خاطر ضميمه بودن النهدى قرينه گرفته است كه مقصود از محمد بن حمران و جميل بن دراج كه كتاب مشتركى داشتهاند و در مشيخه آمده است ، همان نهدى ثقه است و قهراً مقصود از صفوان از محمد بن حمران به طور مطلق همان نهدى ثقه خواهد بود . لكن به نسخه بسيار قديمى « من لا يحضر » كه مراجعه كردم ، كلمه النهدى در آنجا نبود ، و در مورد اين گونه اضافات هيچ اصل عقلايى وجود ندارد تا اگر دوران امر بين سقط و زياده شد ، گفته شود كه اصل سقط است ، بلكه در اين طور موارد به احتمال بسيار قوى ، از باب دخول حاشيه در متن است و اين خيلى به طور رايج